تبليغاتX
پرستار کوچولو

86/03/02

به مناسبت روز پرستار

 

............................................

ای پرستار ..........

ای همسفر رویایی .................

روزت مبارک

نوشته شده توسط مهربون در |  لینک ثابت   • 

86/01/17

تا ابد ............

 

زیبا تر از همیشه، همه ی نگاه ها را به خود دوخته بود.

به من نزدیک می شد و با لبخند گرمش غم را از وجود ملولم می زدود.

چقدر دلتنگت بودم، انتظار مثل همیشه شیره ی حیاتم را خشک کرده بود.

هر قدمی که به من نزدیک می شد گویی قدمی به عرش نزدیک ترم می کرد.

چهره ی رنگ پریده ام در بازتاب چشمان درخشانش زنده تر می نمود.

دیگر گرمای معما گونه ی نفس های آرام بخشش مستم ساخته بود که حس کردم اتفاقی غیر طبیعی در حال به وقوع پیوستن است.

چشمانش با حالت گنگی انگار جایی در دوردست ها را می کاوید.

گویی مقصد آن قدم های پر کرشمه آغوش گشوده شده ی من نبود.

سرمایی که نظیرش را لمس نکرده بودم به وجود نحیفم چنگ انداخت.

به طرزی رقت انگیز به زمین افتادم و  چنگ زنان از فریاد زدن خودداری کردم.

با تمام توانم  سر پا ایستادم تا او را در آغوش بفشارم.

حس کردم وجودی نا شناخته از من می گذرد.از درونم، از پیکرم...

چشمانم را که از زور سرمای طاقت فرسا بسته شده بود به هر زحمتی بود گشودم.

او رفته بود...........

منبع : شوریده مغز

حالا فکر کنم اینجوری بهتر شد ........

نوشته شده توسط مهربون در |  لینک ثابت   • 

85/12/09

روز تولد ................

میدونین چی جالبه ؟؟؟

این که آدم گوشیشو بفروشه .... تمام اطلاعات مهم (تاریخ تولد دوستاشو که توش بوده از بین بره) یادش بره برداره

بعد از این واقعه این قدر به مغرش فشار بیاره

که ای خدا این چه کاری بود کردم ..........

فکر بکنه حالا یادش بیاد ..............

از اول سال شروع کنه  به نوشتن .........................

روز 3 فروردین  تولد .................

روز 14 فروردین تولد................

روز 28 فروردین تولد...................

روز 7 اردیبهشت تولد.................

روز 28 اردیبهشت تولد.................

روز 15 خرداد تولد.................

روز 18 خرداد تولد.................

روز 1 تیر تولد.............

روز 7 تیر تولد.............

روز 16 مرداد تولد .............

روز 20 مرداد تولد .............

روز 2 شهریور تولد...................

روز 21 شهریور تولد...................

روز 26 شهریور تولد...................

روز 1 مهر تولد.................

روز 19 مهر تولد.................

روز 18 آبان تولد.............

روز 9 آذر تولد ................

روز 19 آذر تولد............

روز 30 آذر تولد ................

روز 1 دی تولد .................

روز 28 دی تولد .................

روز 23 بهمن تولد ..................

روز 3 اسفند تولد ...................

چند تا شدن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حالا شده که تو 1 روز 2 نفر تولدشون باشه که اونم یادمه

من همه رو یادمه .............. 

اما از این لیست فقط یکی 2 نفر تولد من یادشون باشه خیلی بده

 

اگه شما بودین چه حالی میشدین

وقتی یه هفته ام بگذره ..................

دیگه صداتون در نمی اومد

که بابا هفته پیش پنجشنبه تولدم بودااااااااااااااااا........

چرا اگه من یادم بره همه توقع میکنن ؟؟؟؟

بعد من حق ندارم گله کنم

همه کارشونو بهونه میکننن

خوب مگه من کار ندارم ؟؟؟؟

باشه دیگه هیچی نمی گم

حتما نباید گله کنم

دوستم میگه بسه چرا گله میکنی

اینا رو ننویس

فقط یادتون باشه ..............

نظر خواهی هم نمی ذارم که بیاین تبریک بگین ..............

.

.

.

.

بعدالتحریر :

۳ آذر تولد...................

۱۳ اسفند تولد ....................

اینا رو یادم نبود

۱۸ اردیبهشت تولد ....................

۳ آبان تولد ......................

اینان از قلم افتاده بودن

9 آبان تولد ................. خوب خودش تازه گفت

من قبلا انگار نپرسیده بودم  

۶ شهریور تولد ...............

اینم تازه پی بردم

خوشحالم که اینجا آمارش روز به روز میره بالا .......

این پست ها هم هیچ وقت پاک نمیشه

هیچ وقت ...............

نوشته شده توسط مهربون در |  لینک ثابت  

85/11/29

به توصیه دوستان .............

 

میایم اینجا حرف میزنیم

میگیم ... میخندیم و خوشیم ................

به چه قیمتی ؟؟

یه جایی بری گله کنی ................

از مهرنوش عزیزم ... باران .... شانیا ..... و خیلی های دیگه که نگرانم شدم ...........

از همتون ممنونم

بادمجان بم آفت نداره

بی خیال ...............

دلم پره از خیلی ها

اما روی سخنم با کسیه که گفته قلم و کاغذ بگیر دستت

همه چیزی رو نمی شه از توی دلت بیرون بکشی

بعضی چیزا باید اونجا بایگانی بشه

اگه هر حرفی گفته بشه مثل یه محاکمه در دادگاه بعدا بر علیه خودت استفاده میشه

البته از این چیزا زیاد دارم

راستش دیگه قلم و کاغذ هم از دست من به عذاب اومده

مامانم هم که باید همش کاغذ پاره های منو جمع کنه

اونم کلافه است

مینویسم ...برای اینکه ردی باقی نمونه پاره میکنم

چه لذتی داره پاره کردن اما بعدش ........... حسرت وقتی رو میخوری که صرف نوشتن اون مطالب کردی

 

چه فایده ........... جای اینکه بشینی درس بخونی ورق سیاه میکنی

چرا من از این فاز بیرون نیومدم نمی دونم

تو این مدت خیلی ها دور نشستن و منو تماشا کردن

اما خیلی های دیگه همش سراغم رو گرفتن ....

تلفن پشته تلفن ..........

sms پشته sms ...............

اینا چیه نوشتی پاشو بیا بیرون ..........

کمک کردن اما به محض فاصله گرفتن.... من دوباره تو لاک خودم فرو میرفتم و میرم

چه برنامه ریزی قشنگی برام کرد ................

یعنی اگه فقط ۱ماه سعی میکردم ....بیشتر سعی میکردم دیگه الان دغدغه نداشتم که چی میشه

خیلی فشرده اما کارساز ..............

چقدر وقت گذاشت ................  واقعا ازش ممنونم

شرمنده از اینکه نتونستم برنامش رو تا آخر عملی کنم

الانم که حسابی بریدم ................

گور پدره درس و دانشگاه ..................

برم که خیلی قاطی کردم ..............

بیا نوشتم خالی شدم ................

میخواستم بگم که اینم فایده نداشت .

 کنم بهتره .................

نوشته شده توسط مهربون در |  لینک ثابت   •